
داستان Red Dead Redemption 2 از جایی آغاز میشود که گروه داچ، پس از یک سرقت ناموفق مجبور به فرار شدهاند و کارشان به منطقهای کوهستانی و پوشیده از برف رسیده است. بازی شروعی طوفانی دارد و با اینکه شاید ماموریتهای اولیه هیجان خیلی بالایی نداشته باشند، اما Red Dead Redemption 2 کارش را حداقل از حیث روایت داستان قوی و نفسگیر شروع میکند. این وسط چیزی که بیشتر از همه مخاطب را شوکه میکند، شخصیتپردازی قوی کاراکترها و در راس همه آنها داچ ون در لیند است. اگر نسخه قبلی بازی را تجربه کرده باشید، احتمالا دیدی که از داچ ون در لیند دارید یک شخصیت منفی، دیوانه و بیاعصاب است که هیچچیز جز کشت و کشتار او را راضی نمیکند. اما خب در Red Dead Redemption 2 از آنجایی که با یک پیش درآمد طرف هستیم، داچ به شکل دیگری بهتصویر کشیده میشود؛ شکلی عالی و بسیار پیچیده که از قضا این شخصیتپردازی داچ، یکی از اصلیترین نقاط قوت Red Dead Redemption 2 هم بهشمار میرود. داچ در این نسخه شخصیتی چند لایه است که ایدئولوژی و فلسفههایش واقعا دوستداشتنی هستند و از آن جذابتر، قوس شخصیتی خاص این کاراکتر است؛ قوسی که تبدیل شدن داچ از کاراکتر فعلیاش به آنچه که در نسخه قبلی دیده بودیم به تصویر میکشد و در این بین آنقدر اتفاقات قابلباور و جالبی برایش رخ میدهند که شاید اگر پس از تمام کردن Red Dead Redemption 2 بهسراغ Red Dead Redemption برویم، بتوانیم به شکل عجیبی با داچ حتی بیشتر از شخصیتی مثل جان مارستون همذاتپنداری کنیم.
راکاستار گیمز همیشه هنرش را در شگفتزده کردن مخاطبان نشان داده است؛ چه وقتی که با نسخههای اول GTA یک تجربه جهانباز بیمانند تا آن زمان را ارائه کرد و چه زمانی که با سهبعدی کردن این سری، تعریف جدیدی در این سبک داشت. راکاستار در نسخه قبلی Red Dead Redemption ثابت کرد که هنرش فقط محدود به ساخت GTA نیست و میتواند در بازیهایی با حس و حال متفاوت هم حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. اما همه اینها را که کنار بگذاریم، این بار نوبت به Red Dead Redemption 2 رسیده است؛ تجربهای که نه فقط بهترین بازی راکاستار تا به امروز است، بلکه یکی از بهترین بازیهای نسل هشتم هم بهشمار میرود.
منبع: زومجی
